تبلیغات اینترنتیclose
قسم بر انشقاق فرد منشق (محمد رضا آغاسی)
پیچک ( محمد رضا آغاسی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

قسم بر انشقاق فرد منشق

زمین خالي مباد از حجت حق

خميني حجت حق بر زمين بود

امين دين حق المرسلين بود

خميني رفت فرزندش علي هست

خدارا شكر بر امت ولي هست

من ماندمو گوشه اي دلي تنگ

با دفترخاطراتي از جنگ

اي جنگ چه شد چكار كردي

در كام امام زهر كردي

اي مرز ميان مرد و نامرد

گر مرد رهي دوباره برگرد

آنان كه به غرب ميشتابند

خائن به امام و انقلابند

اي آنكه به غرب ميگريزي

با غرب چگونه مي ستيزي

اي بيخبر از سياست و دين

بس كن سر جاي خويش بنشين

اي تير و كمان به كف گرفته

مولاي مرا هدف گرفته

اي خون به دل امام كرده

در نفي ولي قيام كرده

اي عمر گران به باد داده

دل در كف قوم عاد داده

آيا خبر از معاد داري ؟

اينك دشمن زبان دراز آمد

آن راه كه رفته بود باز آمد

او افعي زخم خورده را ماند

دندان به هم فشرده را ماند

باز آمد تا زما عنان گيرد

نگزاريمش دوباره جان گيرد

باز آمد و فتنه زير سر دارد

غافل كه خليل ما خبر دارد

غافل كه بسيج را هلاكي نيست

از جبهه بوق جنگ باكي نيست

چون دست خدا فشرد دستم را

نظاره نمي توان شكستم را

بر دشمن هرچه هست بر من نيست

خزيان و غم شكست بر من نيست

من دست خدا در آستين دارم

چون ساعقه خشم راستين دارم

بر سينه ابر طبل ميكوبم

تا كيسه رعد را بر آشوبم

اي رهبر حق شناس و آگاهم

تا لحظه مرگ با تو همراهم

امروز منم چو چنگ در چنگت

آينه روشن دل تنگت

امروز من و تو هردو دل تنگيم

بر شانه خاك آسمان رنگيم

اي تير مرا بگير در مشتت

 

بنواز به سر حلقه انگشتت

 

مضرابم زن كه در سرور آيم

 

كز زخمه تو به شوق و شور آيم

 

مضرابم زن كه ناله ها دارم

 

آتش ز فقان لاله ها دارم

 

امروزكه راه عشق پر پيچ است

 

حكم آنچه تو ميكني دگر هيچ است

 

ما منتظريم تا محرم گردد

 

هنگامه امتحان فراهم گردد

 

ما ميدانيم تيغ حلقوم شما

 

يك مو ز سر علي اگر كم گردد

 

 

 

محمد رضا آغاسی

 

برچسب ها : ,

موضوع : حجت حق, | بازديد : 603